حدیث شریف:
1 - از محمد بن مسلم آمده است كه گفت از امام محمد باقرعلیه السلام‏پیرامون مردى پرسیدم كه مى خواهد ازدواج كند آیا چنین مردى‏مى‏تواند به زن مورد نظر نگاه كند؟
حضرت‏علیه السلام فرمود: "آرى، او آن زن را به گرانترین بهاء مى‏خرد."(1)
2 - از حسن بن السرى آمده است كه به ابى عبد اللَّه‏علیه السلام عرض‏كردم: آیا مردى مى تواند به زنى كه قصد ازدواج با او را دارد نیك‏بنگرد وبه پشت وچهره او نگاه كند؟
حضرت‏علیه السلام فرمود: "آرى باكى نیست كه مرد به چهره وپشت زنى‏بنگرد كه مى خواهد با او ازدواج كند."(2)
3 - در حدیثى از یونس به نقل از امام صادق‏علیه السلام آمده كه به‏ابى عبد اللَّه‏علیه السلام عرض كردم آیا جایز است مرد به زنى بنگرد كه‏مى‏خواهد با او ازدواج كند؟
حضرت‏علیه السلام فرمود: "آرى. وجامه‏اى نازك براى او بپوشد، زیرا اومى خواهد این زن را به گرانترین قیمت بخرد."(3)
4 - در حدیثى از عبد اللَّه بن الفضل به نقل از امام صادق‏علیه السلام آمده‏است كه آیا جایز است مرد به موى وزیبائى‏هاى زنى بنگرد كه‏مى‏خواهد با او ازدواج كند؟
حضرت‏علیه السلام فرمود: "اگر همراه با لذت جویى نباشد اشكالى‏ندارد."(4)
تفصیل احكام:
مرد مى‏تواند به زنى كه از او خواستگارى مى‏كند بنگرد، زیرامى‏خواهد او را شریك زندگى خویش قرار دهد وبا عقد ازدواج دائم‏با او پیوند بر قرار سازد ونیز این حكم نسبت به زن جارى است، چه‏بعید نیست كه او نیز بتواند در صورت نیاز براى شناخت بیشتر به‏مردى بنگرد كه به خواستگارى او آمده است، چون علتى كه درروایات ذكر شده در هر دو طرف وجود دارد.
در این زمینه تفصیلاتى است كه ذیلاً به آنهااشاره مى‏كنیم:

برروی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب


برچسب ها: حكم نگاه كردن به منظور ازدواج‏،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 دی 1389 توسط حجت الاسلام والمسلمین محمد حسین زاده

مطابق مذهب شیعه، همه احكام و قوانین اسلامى، دارای مصالح و مفاسد واقعی هستند و براساس انگیزه ها و فلسفه های محكمی استوار شده اند و هریك از آنها در جایگاه خود عالی ترین هدفها و مقصدها را در زمینه های گوناگون - در زندگی فردی و اجتماعی انسان - دنبال می نمایند كه بعضی از آنها را امامان معصوم بیان داشته و برخی را نیز عقل درك می كند و بسیاری از آنها هم از دسترس فكر و اندیشه ما دورند و به ناچار ظرف ذهن و عقل ما از دستیابی به دان ها محجوب است.
پرهیز از اسراف در زمینه اقتصادى، سرمایه های فرد و جامعه را از تلف شدن نگاه داشته، دوام حیات مادّی انسان را در هنگام مواجهه با مشكلات زندگی بیمه خواهد كرد و در بُعد اخلاقی مبارزه با اسراف فرد و جامعه را قادر می سازد، تا به اساسی ترین مسؤولیت انسانی و اخلاقی خود - كه كمك به مستمندان و همدردی با آنهاست - بپردازد.
دوری از اسراف است كه خیمه زندگی را همچنان بر پایه محكم اعتدال، نگه می دارد و جامعه را از وقوع جرمهایی از قبیل دزدى، رشوه و كلاهبرداری و پیامدهای آن، محافظت می نماید.
میانه روی و اعتدال در بُعد سیاسى، مبارزه ای كارآمد با استعمار - كه در صدد تحمیل زندگی آمیخته به اسراف و تبذیر در ممالك تحت سلطه است - به شمار می رود.
و سرانجام با پرهیز از اسراف در زمینه شرافت انسانى، بشر به بالاترین وظیفه خود در برابر خداوند و پروردگار خود - كه شكرگزاری و احترام به نعمت های بی پایان اوست - لباس عمل می پوشاند.
اكنون به تفصیل درباره هر یك از موارد یاد شده سخن می گوییم:.

1. تأمین بنیه مالی.

توجه به اعتدال و صرفه جویی در هزینه زندگی مایه بقا و توانایی مالی زندگی و در نتیجه، حافظ مناعت و شخصیّت انسانی آدمی است؛ در حالی كه عدم رعایت آن، تنگدستی و سختی معیشت به بار می آورد و شیرازه حیات اقتصادی انسان را از هم می گسلد.
درآمد زندگى، به سان چشمه آبی است كه در بستر رودی به جریان افتد. این آب اگر مهار نشود، به هدر می رود؛ ولی اگر در جای مناسبی سدّ زده شود و با محاسبه دقیق، مقدار ورودی آن تعیین و بر همان اساس راه های خروجی اندازه گیری شود، نه تنها آبی به هدر نمی رود، بلكه می توان از آن با برنامه ریزی صحیح استفاده خوبی برد و مقدار زیادی نیز ذخیره خواهد گشت تا در فصل تابستان - كه سد با درآمد كمتری از آب و تقاضای بیشتری روبه روست - مورد بهره برداری قرار گیرد.


برروی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 دی 1389 توسط حجت الاسلام والمسلمین محمد حسین زاده

برداشت عضو از بدن مردگان

اكثر فقها صرفاً در صورتى برداشت عضو از بدن مردگان را تجویز مى كنند كه حفظ جان مسلمانى متوقف بر آن باشد و راه دیگرى نیز براى معالجه و نجات جان او نباشد. حضرت امام مى فرماید:

لایجوز قطع عضو من المیت لترقیع عضو الحیّ اذا كان المیت مسلماً الاّ اذا كان حیاته متوقفة علیه وامّا اذا كان حیاة عضوه متوقفة علیه فالظاهر عدم الجواز;

جدا كردن عضو مرده مسلمان به منظور پیوند به زنده جایز نیست مگر در صورتى كه حیات بیمار مسلمان متوقف بر پیوند باشد. امّا اگر سلامتى و حیات عضو او متوقف بر پیوند باشد, ظاهر آن است كه قطع عضو مرده مسلمان در این صورت جایز نیست.(1)

امّا برخى دیگر از فقها برداشت عضو از مرده مسلمان را در صورتى كه سلامتى و حفظ حیات و كارآیى عضو مسلمانى بر آن متوقف باشد نیز جایز مى دانند.(2) دلیل این اختلاف, اختلاف فقها در حدود دایره ضرورت از حیث توسعه و تضییق است و چون دلیل ایشان براى جواز برداشت عضو از بدن مردگان مسلمان قاعده تزاحم است وحفظ سلامتى و حیات عضوى از اعضاى بیمار مسلمان را مهم تر از وجوب رعایت احترام مرده مسلمان مى دانند, لذا برداشت عضو از مرده مسلمان را به منظور تعویض عضو فاسد بیمار نیز جایز مى دانند.

برروی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب


برچسب ها: حکم برداشت عضو از بدن مردگان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 دی 1389 توسط حجت الاسلام والمسلمین محمد حسین زاده

اهمیّت نماز جماعت  
غیر از آثار فردى و اجتماعى نماز جماعت (كه به آنها اشاره خواهد شد) پاداش هاى عظیمى براى آن بیان شده كه در اینجا به بعضى از روایات ، اشاره مى شود.
از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله نقل شده كه : منْ سَمِعَ النّداءَ فَلَمْیُجِبْهُ مَنْ غیرِ عِلّةٍ فَلا صَلاةَ له

نماز كسى كه صداى اذان را بشنود و بى دلیل ، در نماز جماعت مسلمانان شركت نكند، ارزشى ندارد.
در حدیث ، تحقیر نماز جماعت ، به منزله تحقیر خداوند بشمار آمده است : مَنْ حَقَّرَهُ فَاِنّما یُحَقّرُاللّه

شركت دائم در نماز جماعت ، انسان را از منافق شدن بیمه مى كند. و براى هر گامى كه به سوى نماز جماعت و مسجد برداشته شود، ثواب و حسنه در نظر گرفته شده است .

همین كه كسى براى شركت در نماز جماعت از منزل خارج مى شود، یا در مسجد، در انتظار نماز جماعت به سر مى برد پاداش كسى را دارد كه در این مدّت ، به نماز مشغول بوده است .
تعداد حاضران در نماز جماعت ، هر چه بیشتر باشد، پاداش آن بیشتر است . این كلام رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله است كه فرمود: ما كَثُرَ فَهُوَ اَحَبُّ الى اللّه

برروی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 دی 1389 توسط حجت الاسلام والمسلمین محمد حسین زاده
قصاص حقى است كه با وقوع قتل عمد ایجاد مى‏شود، لیكن عمدى بودن قتل، باید اثبات شود تا قصاص هم ثابت شود و چنان‏چه دلیل كافى براى اثبات قصاص وجود نداشته باشد، طبعاً اجراى قصاص ممكن نخواهد بود، اگرچه در مقام ثبوت قتل عمد واقع شده و قاتل، مستحق قصاص باشد.
در حقوق جزاى اسلام، ادلّه‏اى براى اثبات قتل عمد بیان شده است كه به نظر مى‏رسد همه آن‏ها راه‏هایى براى رسیدن به واقع هستند و به اصطلاح طریقیّت دارند، نه موضوعیّت؛ به این معنا كه، اقامه یكى از این ادّله به تنهایى براى اثبات قتل عمد كافى نیست، بلكه دلیل باید موجب اقناع وجدانى قاضى عادل بشود و او را به نقطه‏اى برساند كه حكم خود را مطابق با واقع بداند و به همین دلیل اگر علم قاضى بر خلاف مقتضاى یكى از این ادلّه باشد، نمى‏تواند بر اساس آن دلیل، حكم نماید. البته نظریه فقهى دیگرى نیز وجود دارد كه براى این ادلّه، موضوعیّت قائل است، به این معنا كه قاضى باید به‏مقتضاى این ادلّه حكم كند، هرچند برخلاف علم او باشد.

الف) اقرار


اقرار به قتل، بهترین و در عین حال ساده‏ترین راه اثبات قتل است، زیرا با توجه به مجازات سنگین قتل عمد، اقرار به آن، مطمئن‏ترین راهى است كه مى‏تواند قتل را ثابت كند، اگرچه اقرار نیز یك اماره نسبى است و احتمال خلاف واقع بودن آن وجود دارد، ولى وجود چنین احتمالى مانع از به‏كارگیرى این اماره براى اثبات دعاوى نیست و در همه نظام‏هاى دادرسى این دلیل پذیرفته شده است.

ب) شهادت


یكى دیگر از راه‏هاى اثبات قتل، شهادت شهود است. اگر دو مرد عاقل، بالغ و عادل بر قتل عمد شهادت دهند، قتل عمد ثابت مى‏شود و قصاص امكان‏پذیر خواهد بود، ولى در مورد قتل غیر عمد، علاوه بر آن‏چه گفته شد.

برروی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب


برچسب ها: قصاص،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 دی 1389 توسط حجت الاسلام والمسلمین محمد حسین زاده
  • تعداد کل صفحات : 2  صفحات :
  • 1  
  • 2