فلسفه حج

فلسفه حج

یكى دیگر از عبادتهاى بزرگ اسلامى «حج» است. حج یك عبادت دسته جمعى است كه هر سال در روزهاى معینى در سرزمینى تاریخى و باشكوه انجام مى‏گیرد. ین نوع عبادت علاوه بر این كه پیوند استوارى میان بنده و خدا به وجود مى‏آورد، مى‏تواند از جهات گوناگونى مبدأ اثرات سودمند و ارزنده‏اى در اجتماع اسلامى باشد؛ زیرا:

اولا: یك چنین عبادت دسته جمعى كه با تجرد كامل و وارستگى مطلق، تنها با پوشیدن دو قطعه پارچه ساده آغاز مى‏گردد، نشانه مساوات بندگان الهى در پیشگاه اوست و این یكى از آمال بزرگ انسانى است كه روزى انسانهاى جهان عوامل برتریهاى موهوم را مانند نژاد، رنگ و ثروت را كنار گذارده، همگى خود را در برابر خدا مساوى و برابر بدانند. عمل حج از عبادتهایى است كه به این هدف تحقق مى‏بخشد و موجب مى‏شود كه افراد با ایمان امتیازات اجتماعى را وسیله برترى خود ندانند.

ثانیا: چنین اجتماع عظیمى كه اعضاى آن را نمایندگان واقعى ملتهاى مسلمان جهان تشكیل مى‏دهد، كنگره بزرگ سالانه مسلمانان دنیا محسوب مى‏گردد كه در هر سال در این سرزمین مقدس برگزار مى‏شود.

آیین اسلام یك مشت قوانین اخلاقى و سنن تربیتى كه هدفى جز اصلاح روح و روان مردم نداشته باشد نیست تا خود را از تاسیس كنگره سالانه و اجتماعات هفتگى و روزانه كه مخصوص احزاب سیاسى و اجتماعات متحرك وزنده است دور بگیرد، بلكه یك آیین جهانى و جامعى است كه به همه شؤون زندگى بشر - اعم از اخلاقى، اجتماعى، سیاسى، اقتصادى و نظامى - نظر دارد.

از این نظر آورنده اسلام با وضع قوانین سیاسى و دعوت به تشكیل كنگره سالانه در سرزمین مكه، بقا و ابدیت و مصونیت آیین خود را تضمین نموده است و طبعا این كنگره اثراتى بالاتر از اثرات كنگره‏هاى سالانه احزاب سیاسى و زنده جهان در بر خواهد داشت.

منتها، سران سیاسى، در این اعصار به اهمیت چنین موضوعاتى توجه پیدا كرده‏اند در حالى كه اسلام از چهارده قرن پیش طرح آن را ریخته و اثرات مطلوبى از آن گرفته است. متفكران اسلام كه طبعا در اجتماع مزبور شركت خواهند داشت، مى‏توانند آخرین تحولات اوضاع جهان اسلام را مورد بررسى قرار دهند و پس از گرد آورى اطلاعات دقیق و تبادل نظر، در بهبود وضع مسلمانان بكوشند و سرزمین اسلام را از عوامل ضد آزادى و استقلال پاك سازند و به پیشرفت همه جانبه مسلمانان جهان كمك كنند.

چه اجتماعى سودمندتر از این كه مى‏تواند بزرگترین حلقه اتصال میان مسلمانان جهان باشد و سران اسلام را از اوضاع یكدیگر آگاه سازد.

این كنگره مى‏تواند به وضع اقتصادى و فرهنگى مسلمانان كمكهاى شایانى بنماید؛ زیرا متفكران و صاحبنظران - پس از اداى فریضه حج - مى‏توانند در محیطى آرام و پر از فضا و معنویت به تبادل افكار بپردازند و در زمینه فرهنگ و اقتصاد اسلام طرحهایى بریزند.

كنگره سالانه حج همواره الهامبخش بسیارى از جنبشهاى آزادى خواهى و نهضتهاى عظیم براى گسستن زنجیره‏هاى ظلم و ستم و تعدى بوده است و این نكته با مراجعه به تاریخ اسلامى و انقلابهاى فرزندان اسلام روشن مى‏شود؛ زیرا نطفه بسیارى از نهضتهاى اسلامى كه براى برانداختن حكومتهاى جور و ستم صورت مى‏گرفت در ایام حج بسته مى‏شد و این سرزمین الهامبخش چنین آزادیهایى بود.

 





برچسب ها: فلسفه حج،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 بهمن 1388 توسط حجت الاسلام والمسلمین محمد حسین زاده

فلسفه خمس

سؤال: آیا «خمس» مزد رسالت است؟

توضیح این كه: شكى نیست كه پیغمبر اسلام (ص) در برابر آن همه جانفشانیهاو فداكاریها در راه راهنمایى مردم جهان، هیچ گونه اجر و پاداشى از كسى نخواسته و تنها پاداش خود را از خداوند خواسته و اگر ملاحظه مى‏كنیم كه در بعضى از آیات «مودت ذوقى القربى؛ دوستى خاندان آن حضرت» مزد رسالت معرفى شده، از این نظر است كه آن هم به نوبه خود خدمت دیگرى به مردم و كمك جدیدى به راهنمایى آنهاست؛ زیرا مساله «ولایت اهل بیت» و دوستى این خاندان، موجب پیروى از گفتار و رفتار آنان مى‏گردد و این خود یك نوع هدایت و سعادتى است كه از این راه نصیب مردم مى‏گردد؛ ولى واجب نمودن «خمس» بر مردم كه نصف آن را به سادات مى‏دهند چه معنى دارد؟ آیا این مزد رسالت نمى‏باشد؟

پاسخ: مى‏دانیم كه مصرف «خمس» فقط «فقراى سادات» هستند نه تمام آنها و اگر خمس اموالى كه به آنها خمس تعلق گرفته از احتیاجات سادات زیادتر باشد، مازاد آن را - طبق دستورى كه به ما رسیده - باید به بیت المال مسلمانان ریخت كه در راه مصالح عمومى مصرف گردد. همچنان كه اگر احتیاجات فقراى سادات از میزان خمس زیادتر باشد باید از بیت المال كمبود آن را تامین نمود. از طرفى سادات بطور كلى از گرفتن زكات كه حق سایر فقرا و محتاجان مى‏باشد محرومند (مگر این كه زكات از مال ثروتمندان سادات باشد).

بنابراین، در حقیقت خمس به جاى همان زكاتى است كه به سایر مستمندان داده مى‏شود و شرایط پرداخت آن هم به سادات تقریبا مشابه شرایط پرداخت زكات به سایر فقراست، منتها براى حفظ حیثیت خاندان پیغمبر (ص) كه در واقع حفظ حیثیت پیغمبر (ص) و رعایت مقام شامخ اوست، به صورت دیگر و به عنوان دیگرى پراخت مى‏شود و این یك نوع ادب و احترام در برابر شخصیت والاى پیغمبر گرامى اسلام است و به هیچ وجه جنبه مزد و پاداش ندارد و بدیهى است كه احترام و ادب و حفظ حیثیت مردان بزرگ با مزد و پاداش فرق بسیار دارد...




برچسب ها: آیا خمس مزد رسالت است؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 بهمن 1388 توسط حجت الاسلام والمسلمین محمد حسین زاده

سؤال: آیا در مسائل دینى باید تحقیق كرد یا تقلید؟

 

توضیح این كه: در گوشه و كنار افرادى هستند كه مساله «تقلید» در احكام را انكار مى‏كنند و منطق آنها این است كه همه موظفند كه در مسائل دینى تحقیق كنند و مسائل مذهبى را بدون استثنا از قرآن و سایر منابع اسلامى استفاده نمایند؛ زیرا:

اولا: قرآن با هر گونه تقلید مبارزه پى گیر دارد و پیوسته از پیرویهاى نسنجیده انتقاد مى‏كند.

ثانیا: تقلید یك نوع تبعیت بدون دلیل است و عقل و منطق پیروى بدون دلیل را نمى‏پذیرد.

ثالثا: تقلید مایه پراكندگى صفوف مسلمانان است، زیرا مراجع تقلید غالبا متعدد بوده و آراى آنها در همه مسائل یكسان نیست.

پاسخ: به عقیده ما سرچشمه تمام این ایرادها یك چیز بیش نیست و آن این كه: كلمه تقلید دو معنى دارد، یك معنى معمولى كه در عرف عام فهمیده مى‏شود و لفظ «تقلید» در مكالمات روزمره در آن به كار مى‏رود و یكى معنى علمى كه در كتابهاى فقهى و اصولى از آن بحث مى‏گردد. تمام این ایرادهایى كه كرده‏اند و مى‏كنند، همه متوجه معنى اول است و معنى دوم هیچ گونه ارتباطى با معنى اول ندارد.

توضیح این كه: در گفتار روزانه به كارهاى بى رویه افرادى كه چشم و گوش بسته پشت سر دیگران مى‏افتند و اعمال نادرست آنها را تكرار مى‏كنند «تقلید» گفته مى‏شود. این گونه پیروى كوركورانه افراد بى خبر از بى خبرانى همانند خود، بطور قطع عملى است بسیار زشت و زننده، نه با منطق سازگار است و نه با روح تعلیمات اسلام؛ و هیچ آدم با شخصیت و با فكرى حاضر نمى‏شود كه چشم و گوش بسته دنبال این و آن بیفتد و هر عمل بى رویه‏اى را كه دیگران انجام مى‏دهند، او نیز انجام دهد.

این همان تقلید است كه بت پرستان براى توجیه اعمال خود به آن متوسل مى‏شدند و مى‏گفتند: آیین بت پرستى آیین نیاكان ماست و ما حاضر نیستیم كه از پیروى آنان چشم بپوشیم.

قرآن مجید منطق آنان را در آیه زیر یادآورى مى‏كند و از آنان چنین نقل مى‏نماید:

«انا وجدنا آبائنا على امة و انا على آثارهم مقتدون؛ ما پدران خود را بر آیینى یافتیم و به آثار آنان اقتدا مى‏كنیم.» [1] آنان در این كار احمقانه (سجده در مقابل سنگ و چوب بى ارزش) روى اعمال ابلهانه نیاكان ما تكیه مى‏كردند و چشم و گوش بسته، از آیین خرافى آنان پیروى مى‏نمودند.

این همان تقلیدى است كه سرچشمه توسعه بسیاى از مفاسد اجتماعى و چشم هم چشمى‏ها و مدپرستى‏ها و آلودگیهاست.

این همان تقلیدى است كه در شعر مولوى به آن اشاره شده است: خلق را تقلیدشان بر باد داد .

همان طورى كه گفتیم تمامى حملاتى كه افراد بى اطلاع به مساله «تقلید» دارند، روى همین معنى است. ولى تقلید در اصطلاح علمى، مفهومى كاملا جدا از این مفهوم دارد و مى‏توان آن را در جمله «مراجعه افراد غیر متخصص به افراد متخصص، در مسائل تخصصى» خلاصه نمود.

یعنى در تمام مسائل علمى كه نیاز به تخصص هایى دارد و آگاهى بر آن در گرو مطالعه و بررسیهاى سالیان دراز است، افرادى كه وارد به آن رشته نیستند - به هنگام نیاز - به دانشمندان و صاحبنظران و متفكران مورد اعتماد مراجعه كنند و از افكار آنان استفاده بنمایند. این معنا از تقلید كه در كتب علمى به آن اشاره شده است و گاهى از آن به مراجعه غیر عالم به عالم تعبیر مى‏شود، اساس زندگى بشر در تمام مسائل صنعتى و كشاورزى و پزشكى و امثال آن است.

اگر یك روز این موضوع از زندگى بشر برداشته شود، یعنى هیچ بیمارى به پزشكى مراجعه نكند، هیچ انسانى به معمار ومهندس رجوع ننماید، هیچ فردى در مسائل حقوقى با حقوقدانان مشورت نكند و هیچ كس به هیچ كارشناس و میكانیك و متخصصى در مسائل گوناگون بازگشت ننماید، تمام زندگى اجتماعى فرو مى‏ریزد و هرج و مرج در تمام شؤون آشكار مى‏شود.

مسائل دینى از این قانون مستثنا نیست؛ البته در اصول عقاید دینى - یعنى شناختن خدا و پیامبر و جانشینان او و روز رستاخیز - همه مردم باید تحقیق كنند و تحقیق در این مسائل، كار مشكل و پیچیده‏اى نیست و هركس مى‏تواند این چند اصل را با دلیل و منطق به فراخور فهم و معلومات خود دریابد. ولى در مسائل مربوط به احكام اسلامى در باب عبادات، معاملات، سیاسات اسلامى، احكام مربوط به فرد و خانه و اجتماع، نماز، روزه، جهاد، دیات، حدود، قصاص، ازدواج و طلاق و هزاران مسائل مختلف و مربوط به قسمتهاى زندگى انسانها، هرگز همه افراد نمى‏توانند شخصا تخصص پیدا كنند و احكام را از منابع دینى - قرآن، حدیث، دلیل عقل و اجماع - استفاده نمایند.

بنابراین، ناچارند درباره این گونه مسائل به دانشمندان و صاحبنظران دلسوز و مورد اعتماد مراجعه نمایند؛ دانشمندانى كه سالیان دراز در مسائل اسلامى زحمت كشیده‏اند و به كتاب آسمانى و سنت پیامبر و احادیث جانشینان او آشنایى كامل دارند.

با توجه به این بیان، كاملا روشن مى‏شود كه این گونه مراجعه به دانشمندان، پیروى بدون دلیل نیست؛ بلكه این پیروى و اقتباس، پیوسته آمیخته با یك دلیل عقلى و منطقى است و آن این كه «نظریه شخص عالم و دانشمند و متخصص - بخصوص در حالى كه بى نظر هم باشد - به حقیقت بسیار نزدیكتر است و غالبا از حقیقت جدا نیست» و اگر هم در آن اشتباه باشد، اشتباهات او محدود است، در حالى كه اگر شخص بى اطلاع بخواهد به میل و عقیده شخصى خود كار كند، اعمال او سرتاسر اشتباه خواهد بود.

مثلا، اگر انسان هنگام بیمارى به پزشك مراجعه كند نسخه مى‏گیرد، البته ممكن است كه پزشك اشتباه كند ولى بطور قطع اشتباهات او نسبت به نتایج مثبتى كه از نسخه او گرفته مى‏شود، بسیار كمتر است - منظور پزشكان آگاه و متفكر است - اما اگر انان پیروى از پزشك را كنار بگذارد و هر موقع بیمار شد به میل و اراده خود هر دارویى را كه به فكرش رسید بخورد، بدون شك كار فوق العاده خطرناكى مرتكب مى‏گرددو بسیار اتفاق مى‏افتد كه جان خود را در این راه به خطر مى‏اندازد.

نتیجه: پیروى افراد غیر وارد از افراد مطلع، پیوسته آمیخته با یك دلیل اجمالى و منطقى است.

این نیز مسلم است كه چنین پیروى و اقتباس، نشانه كمبود شخصیت انسان نیست بلكه شخصیت اوست؛ زیرا مى‏دانیم كه دایره علوم به اندازه‏اى وسیع است كه تنها در یك علم، دهها و گاهى صدها رشته تخصص وجود دارد و اگر انسان عمر نوح و مغز بوعلى داشته باشد، هرگز نمى‏تواند در یك صدم این علوم متخصص گردد. بنابراین چاره‏اى جز این نیست كه در غیر رشته‏هاى تخصصى خود به دیگران مراجعه كند.

پى‏نوشت‏ها


[1]. سوره زخرف، آیه 23.





برچسب ها: تقلید یعنی مراجعه به متخصص،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 بهمن 1388 توسط حجت الاسلام والمسلمین محمد حسین زاده
حلول ماه ربیع الاول بر تمام مسلمانان جهان میمون و مبارك باد.




برچسب ها: تبریك ماه ربیع الاول، ماه ربیع الاول،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 بهمن 1388 توسط حجت الاسلام والمسلمین محمد حسین زاده

... مستند شرعی ندارد!

 

 

خرافات و تمسک به اموری که مستند و مدرک معتبر روایی و دینی ندارند از جمله اموری است که موجب انحراف دین و منجر به بدعت در دین می گردد. آداب و رسومی که با رنگ و لعاب دینی ناگهان در جامعه سر برمی آورند و عده ای ساده دل و یا جاهل را - هر چند با نیت پسندیده - به دنبال خود می کشد. جای تأسف است در برخی موارد این گونه آیین های من درآوردی و نامعلوم در جامعه رواج می یابد و برخی از مردم به جای آنکه به علما و مراجع رجوع کرده و با تحقیق سراغ این اعمال بروند با اعتماد به سخنان بی پایه افراد بی مایه در دام خرافات گرفتار می شوند. این تأسف آن گاه فزونی می یابد که در این سالها بارها مراجع و علما بر رواج خرافات نهیب زده اند!

 

چند سالی است در پایان ماه صفر مراسمی در برخی شهرها باب شده است که در ظاهر مانند بسیاری از خرافات دیگر عملی نیکو وانمود می شود، اما هنگامی که در آن اندیشیده می شود نتیجه به آنجا می رسد که با خرافه ای دیگر مواجه هستیم!
داستان از این قرار است که گفته می شود در شب اول ماه ربیع الاول چند ساعتی قبل از نماز صبح روز اول این ماه می بایست درب هفت مسجد را کوبید و با این کار پایان دو ماه عزاداری و آغاز ماه شادمانی حضرت زهرا(س) را اعلام نمود و بدین سان از دستان حضرت زهرا (س) صله دریافت کرده و حاجات خود را طلب کنیم.
در سالهای ابتدایی این مراسم به کوبیدن در مسجد و آن گاه اقامه نماز صبح در آخرین مسجد اکتفا می شد. اما با گذشت زمان بر پیرایه های این عمل افزوده شد. سال بعد تضرع و ناله و گریه بر درب مسجد. سال بعد پخش نذورات و شیرینی و شکلات و...، سال بعد گفته شد در آخرین مسجد باید دعای توسل خوانده شود و سال بعد روشن کردن شمع بر در مسجد و آب و جارو کردن مقابل آن هم اضافه شد و همین طور این سیر تکاملی(!) ادامه یافت تا جایی که برخی از نماز مغرب شب اول شروع به این کار می کردند تا از خواب شب هم بی بهره نمانند!
در همان سالهای ابتدایی مراجع عظام طبق وظیفه دینی و شرعی خود که هنگام ظهور بدعت ها، علما باید علم خود را بروز و ظهور دهند بر بی ریشه بودن این عمل تأکید کردند. اما متأسفانه هنوز برخی این راه اشتباه را می پیمایند. این نمونه ای از نمونه های فراوان است که برخی در خارج از چارچوب دین برای طلب حاجات و نیازهای خود از خداوند و ائمه متمسک به آیین هایی این چنینی می شوند.
این پدیده اندوه بار علل فراوانی می تواند داشته باشد که می بایست با بررسی و واکاوی آن دلایل، راهکارهای برون رفت از آن را یافت.
در رابطه با شب اول ماه ربیع الاول در سال 1380 استفتایی از سوی مسجد رضویه تهران از مراجع عظام صورت پذیرفته است که به اتفاق علما این عمل مردود اعلام شده است. متن استفتای انجام شده این چنین است:
1- آیا چنین عملی مستند روایی دارد؟
2- آیا چنین عملی (که در حال گسترش می باشد) می تواند به عنوان یک حرکت شایسته مورد تأسی دیگران قرار گیرد؟
3- در صورتی که عمل فوق از جمله خرافات و یا خدای نکرده نوعی بدعت باشد وظیفه ما (ائمه جماعات و متدینین) در این خصوص چیست؟
امام خامنه ای: بسمه تعالی عمل فوق الاشاره مستند روایی ندارد و شیوه قابل تأیید نیست. اگر چه اصل اذکار و ادعیه و طلب حاجات از خداوند متعال عمل پسندیده است، لیکن اشکال در شیوه عمل به نحو یاد شده است. آقایان علماء اعلام - دامت افاضاتهم - و مومنین - ایدهم الله تعالی - با پند و اندرز و موعظه و نصیحت از رواج چنین رفتارهایی که چه بسا ممکن است منتهی به وهن مذهب گردد، جلوگیری نمایند.
آیت الله مشکینی: بسمه تعالی این کار ریشه مذهبی ندارد و اگر به عنوان دستور دینی انجام دهند اشکال دارد و چنانچه باعث زحمت و آزار دیگران باشد جایز نیست و خوب است به جای این اعمال از اوقاتی که شرعاً فیضیاتش ثابت شده استفاده کنند مانند شبهای جمعه، اعیاد، وفیات، آخرهای شب برای نماز شب، دعاهای دسته جمعی مانند توسل، ندبه، مکارم الاخلاق و غیره و بالجمله در شرع اسلام به ویژه عالم تشیع اوقاتی که در آنها اجتماع کنند و دعاهایی بخوانند زیاد است نیازی به اختراع عمل خاص که در روایات نیست، ندارند. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
آیت الله فاضل: بسمه تعالی مستند شرعی برای عمل فوق ملاحظه نشده است و لازم است مومنین از این گونه اعمال اجتناب نموده و برای قضای حوایج و برآورده شدن حاجات از طرقی که در کتب ادعیه آمده استفاده کنند.
آیت الله تبریزی: بسمه تعالی زدن درب مسجد و حاجات خواستن از مسجد مسند شرعی ندارد و در روایات وارد نشده است. لکن نماز جماعت خواندن در مساجد و حاجت خواستن از خداوند با توسل به ائمه (علیهم السلام) شرعاً ثابت است. والله العالم.
آیت الله مکارم: بسمه تعالی با توجه به اینکه این عمل در روایات معصومین(ع) وارد نشده است انجام آن به عنوان یک عمل مستحب شرعی جایز نیست و سزاوار است ائمه محترم جماعات مردم را به سوی مراسم و توسلاتی دعوت کنند که در روایات معصومین(ع) وارد شده است وگرنه ممکن است افراد منحرف برای وهن مذهب هر روز امر تازه ای اختراع کنند و ناآگاهان را به سوی آن دعوت کنند. همیشه موفق باشید.
آیت الله صافی: بسم الله الرحمن الرحیم
1- مستند روایی بر عمل مذکور به نظر نرسیده والله العالم.
2- با عدم مستند شرعی تأیید آن معنی ندارد. والله العالم.
3- علمای اعلام باید مردم را آگاه کنند. وفقکم الله. والله العالم.

 





برچسب ها: خرافه شب اول ماه ربیع الاول،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 بهمن 1388 توسط حجت الاسلام والمسلمین محمد حسین زاده
رحلت پیام آور حق و حقیقت و منادی توحید و شهادت مظلومانه نوه مكرمش امام حسن مجتبی علیه السلام و همچنین شهادت امام رضا علیه السلام بر تمامی پاكان عالم مبارك باد




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 بهمن 1388 توسط حجت الاسلام والمسلمین محمد حسین زاده

كیفیّت وضو گرفتن
در روایت آمده كه امام صادق ع  فرمود: روزى امیرالمؤمنین ع  با محمّد ابن حنفیّة نشسته بودند، حضرت فرمود: اى محمّد، ظرفى آب بیاور تا براى نماز وضو بگیرم . محمّد آب آورد، حضرت آب را با دست چپ ، بر دست راستش ریختند و سپس فرمودند: بِسْمِ اللّهِ، اءَلْحَمْدُللّهِِ الَّذى جَعَلَ المآءَ طَهُوراً، وَ لَمْ یَجْعَلْهُ نَجِساً.
  به نام خدا، سپاس خدایى را كه آب را پاكیزه و پاكیزه كننده قرار داد، و آن را نجس و آلوده قرار نداد.
سپس به توالت رفته  و خود را شستشو داده و فرمودند: اءَللّهُمَّ، حَصِّنْ فَرْجى وَ اءَعِفَّهُ، وَاسْتُرْعَوْرَتى ، وَ حَرِّمنْى عَلَى النّارِ.  خدایا، شرمگاهم را محفوظ و پاكدامن بدار، و عورتم را بپوشان ، و آن را بر آتش جهنّم  حرام كن . پس از آن آب در دهان گردانیده و مضمضه نموده و فرمودند: اءَللّهُمَّ، لَقِّنى حُجَّتى یَوْمَ اءَلْقاكَ، وَ اءَطْلِقْ لِسانى بِذِكْرِكَ وَ شُكْرِكَ. خداوندا، روزى كه با تو ملاقات مى كنم ، حجّت و دلیلم را به من تلقین نموده و بفهمان ، و زبانم را به یاد و شكر گزارى ات  بگشاى .سپس آب داخل بینى كرده و استنشاق نموده و فرمودند:
اءَللّهُمَّ، لاتُحَرِّمْ عَلَىَّ ریحَ الْجَنَّةِ، وَ اجْعَلْنى مِمَّنْ یَشَمُّ ریحَها وَ رَوْحَها وَ رَیْحانَها وَ طیبَها.  خدایا، بوى بهشت را بر من حرام منما، و مرا از كسانى قرار ده كه بو و نسیم و بوى خوش و عطر بهشت را مى بویند. سپس صورت خویش را شسته و فرمودند: اءَللّهُمَّ، بَیِّضْ وَجْهى یَوْمَ تَسْوَدُّ فیهِ الْوُجُوهُ، و لاتُسَوِّدُ وَجْهى یَوْمَ تَبَیُّضُ فیهِ الْوُجُوهُ. خداوندا، روزى كه چهره ها در آن سیاه مى گردد، روى مرا سپیدگردان ، و در روزى كه رویها سفید مى گردد، مرا رو سیاه مفرما. آنگاه دست راست خویش را شسته و فرمودند: اءَللّهُمَّ، اءَعْطِنى كِتابى بِیَمینى ، وَالْخُلْدَ فِى الْجِنانِ بِیَسارى ، وَ حاسِبْنى حِساباً یَسیراً.  خدایا، نامه عملم را به دست راستم بده ، و جاودانگى در بهشتت را به دست چپم ، و به صورت آسان از من حساب كشى بفرما. سپس دست چپ خود را شستشو داده و فرمودند: اءَللّهُمَّ، لاتُعْطِنى كِتابى بِشِمالى وَ لا مِنْ وَرآءِ ظَهْرى ، وَ لاتَجْعَلْها مَغْلُولَةً إِلى عُنُقى ، وَ اءَعُوذُ بِكَ مِنْ مُقَطَّعاتِ النّیرانِ. خداوندا، كتابم را به دست چپ و از پشت سرم  به من مده ، و آن را بسته برگردنم قرار مده ، و به تو پناه مى برم از جامه هاى بریده و مهیّا شده از آتش .سپس سر خود را مسح نموده و فرمودند: اءَللّهُمَّ، غَشِّنى بِرَحْمَتِكَ وَ بَرَكاتِكَ وَ عَفْوِكَ وَ عافِیَتِكَ مِنَ الْبَلْوى .. خدایا، مرا غرق در رحمت و بركات و عفو و گذشت و ایمن از بلا خود بگردان . پس از آن پاهاى خویش را مسح نموده و فرمودند:
اءَللّهُمَّ، ثَبِّتْنى عَلَى الصِّراطِ الْمُسْتَقیمِ یَوْمَ تَزَلُّ فیهِ الاَْقْدامُ، وَاجْعَلْ سَعْیى فیما یُرْضیكَ عَنّى .
 خداوندا، در روزى كه قدمها مى لغزند مرا بر صراط مستقیم  ثابت و استوار گردان ، و سعى و كوششم را در چیزى قرار ده كه موجب خرسندى تو از من گردد. سپس حضرت سرشان را بلند كرده و به محمّد نگاه نمود و فرمود: اى محمّد، هركس مانند من وضو بگیرد، و همانند من دعا كند، خداوند - عزّوجلّ - از هر قطره آبى كه در وضوء استفاده نموده  فرشته اى مى آفریند كه تقدیس و تسبیح و تكبیر بگوید، و خداوند ثواب آن را تا روز قیامت براى او مى نویسد.
احكام و آداب وضوء
در روایاتى كه از ائمّه علیهم السلام  در تفصیل احكام وضوء وارد شده ، آمده است كه : كسى كه مى خواهد وضو بگیرد، هنگام شستن صورت از اوّلِ رستنگاه  موى جلو سر آغاز نموده تا آخر چانه اش را مى شوید، و هنگام شستن دستها از روى دستها شروع نموده و از آرنج تا سر انگشتان را شستشو مى دهد، و به اندازه پهناى  سه انگشت جلو سرش را مسح مى كند، البتّه كمتر از این هم كفایت مى كند و هنگام مسح كردن روى پاها از سر انگشتان شروع نموده و تا برآمدگى روى پاها را كه كعب عالى نامیده مى شود، مسح مى كند. و اگر صورت و بازوها و دستهایش را دوبار بشوید جایز است ، و بین فضیلت دو روایتى كه در این باره نقل شده است جمع نموده است .

مُبطلات وضوء
و جنابت ، و مسّ میّت بعد از سرد شدن بدن میّت و پیش از غُسل دادن میّت وضو را باطل مى كند؛ و نیز خوابى كه بر گوش و چشم غالب باشد، و همچنین هر چیزى كه عقل را از بین مى برد، و نیز بول و غایط، و خارج شدن قطعى و یقینى باد از انسان آن را باطل مى كند. و افزون بر اینها در مورد زنان ، حیض و نفاس و استحاضه از امورى است كه وضو را باطل مى كند.

 





برچسب ها: احكام و آداب و ادعیه وضوء،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 بهمن 1388 توسط حجت الاسلام والمسلمین محمد حسین زاده
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3