اهمّیت وقف

یكى از بارزترین مصداق هاى تزكیه ، صدقه است و كاملترین مصداق صدقه ، وقف است كه به واسطه آن ، اصل مال انسان ثابت مى ماند و فرع (منافع ) آن نیز با دوام و ثباتِ آن اصل ، جریان خواهد داشت و هیچ صدقه اى چون (وقف ) چنین مزیّتى جاودانه ندارد؛ چنان كه امام صادق (ع ) مى فرماید:
(خَیْرُ م ا یُخْلِفُهُ الرَّجُلُ بَعْدَهُ ثَلا ثَةٌ: وَلَدٌ ب ارُّ یَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ سُنَّةُ خَیْرٍ یُقْتَدى بِهِ فی ه ا وَ صَدَقَةٌ تَجْرى مِنْ بَعْدِهِ)
بهترین چیزى كه انسان ، پس از خود بر جاى مى گذارد، سه چیز است : فرزند نیكوكارى كه برایش ‍ آمرزش طلبد؛ روشى نیك كه مردم از آن پیروى كنند؛ و صدقه اى كه پس از او جارى باشد.
اطلاق صدقه بر وقف و نظایر آن ، براى این است كه امور مزبور نشانه صداقت ایمان واقف است . فضیلت وقف چون دیگر صدقات ، در این است كه خداوند شخصاً آن را مى پذیرد؛ چنان كه فرموده است :
(اَلَمْ یَعْلَمُوا اَنَّ اللّ هَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِب ادِهِ وَ یَاءْخُذُ الصَّدَق اتِ)
آیا نمى دانستند كه خداوند است كه توبه را از بندگانش مى پذیرد و صدقات را مى گیرد؟! ...

برروی ادامه مطلب کلیک کنید.

    اركان وقف

1 واقف : وقف كننده ، به هنگام وقف باید از شرایط عمومى معاملات كه عبارتند از بلوغ ، عقل ، اختیار و حق تصرف در مال برخوردار باشد.
2 موقوفه : چیزى كه وقف مى شود، باید ملك وقف كننده و داراى منافع حلال باشد و با استفاده از منافع آن ، اصل ملك باقى بماند. همچنین ، باید قابل تسلیم باشد.
3 موقوف علیه : باید چیزى یا كسى كه وقف براى او صورت مى گیرد، معیّن با ++ همان ، ص 62، م 37.

      شرایط وقف

1 صیغه وقف : صیغه وقف به هر لفظ و زبانى ادا شود، صحیح است ، ولى باید به گونه اى باشد كه بر اراده معناى وقف دلالت كند.
2 قبض : تحویل گرفتن وقف ، شرط صحت آن است و باید به اذن واقف صورت گیرد؛ بدین ترتیب كه : در وقف خاص باید موقوف علیهم آن را تحویل بگیرند و قبض طبقه اول آنان از دیگر طبقات ، بلكه قبض افراد موجود از طبقه اول از غیر موجودین كفایت مى كند. اما در وقف بر جهات عامه مانند مساجد اگر واقف براى وقف قیّم یا متولى معیّن كرده باشد قیّم و یا حاكم باید آن را تحویل بگیرد و در صورتى كه قیّم معین نكرده باشد حاكم به طور متعیّن باید آن را تحویل بگیرد. در مورد وقف بر عناوین كلى مانند فقرا و طالبان علم نیز چنین است .
3 دوام وقف : وقف باید دایم باشد نه موقّت . وقف دایم موجب از میان رفتن مالكیت واقف مى شود، ولى چنانچه موقوف علیه منقرض شود، ملك دوباره به واقف یا به ورثه اش باز مى گردد.
4 تنجیز: وقف ، بنابر احتیاط باید قطعى باشد، نه شرطى و تعلیقى . پس ، اگر واقف بگوید: (این ملك را از سال آینده وقف كردم .) باطل است . ولى چنانچه بگوید: (این ملك بعد از من وقف است .) اگر وصیتِ به وقف از این صیغه فهمیده مى شود، صحیح و گرنه باطل است .

      احكام وقف

1 لازم نیست واقف مسلمان باشد، بلكه وقف كافر نیز چه براساس اسلام صورت گیرد و چه براساس كیش خود، صحیح است .
2 تغییر دادن ، به هم زدن شكل و از بین بردن عنوان وقف گرچه به عنوان دیگر نظیر تبدیل خانه به كاروانسرا و دكّان ، یا بر عكس ، جایز نیست ، ولى اگر وقف ، وقف منفعت باشد و به عنوانِ فعلى اش ، منفعت ندارد یا منفعت خیلى كمى دارد. تبدیل آن به عنوان دیگرى كه داراى منفعت است ، جایز مى باشد.
3 موقوفه اى را كه وقف منفعت است ، به نفع موقوف علیه مى توان اجاره داد، ولى اجاره وقف انتفاع ، به هیچ وجه جایز نیست .
4 به صرف یافتن نوشته اى به خط میّت كه : (فلان ملك ، وقف است و قبض و اقباض ‍ نیز صورت گرفته است .)، نمى توان به وقفیّت آن حكم كرد، مگر این كه به وقف بودنش ‍ علم و اطمینان حاصل شود؛ زیرا احتمال مى رود كه این نوشته ، براى تهیه متن باشد تا، سپس وقف شود.

      موارد جواز فروش

فروش و نقل اموال وقفى در وقف خاص و وقف عامى كه براى عناوین عمومى مانند فقرا وقف شده است جایز نیست ، مگر در موارد زیر:
1 چنان خراب شود كه باز گردانیدنش به حال نخست ممكن نباشد و جز از طریق فروش قابل استفاده نباشد.
2 در اثر خرابى و مانند آن ، بهره بردارى شایسته از آن نشود، ولى با فروشش بتوان ملكى دیگر خرید كه همان منافع یا كمتر از آن را دارا باشد.
3 در وقف ، حق فروش به هنگام حدوث امرى یا ضرورتى ، قید شده باشد.
4 میان كسانى كه مال را براى آنان وقف كرده اند، به گونه اى اختلاف افتد كه اگر مال وقف را نفروشند، احتمال ضرر مالى یا جانى برود.





برچسب ها: وقف،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 تیر 1389 توسط حجت الاسلام والمسلمین محمد حسین زاده